محل تبلیغات شما
امشب افطار مهمون داشتمقرار بود بابا زولبیا بامیه و نون تازه و اینها رو بخره و به دستم برسونه که نرسوند.قرار بود سوپ درست کنم،دیدم فقط یک دونه هویج داریم .کسی هم خونه نبود که همفکری کنم.نتیجه اش شد یک غذای تقریبا من دراوردی الان که مامان این عکس »رو ببینن،بهم میگن خدای اعتماد به نفس.چرا میز این قدر نامرتبه و چرا ظرف ها این قدر جور واجورن؟! بنده عکس رو گذاشتمچون سیرت این غذا مهم بود که اونم زیبا بود

اونیکه با من بی رحم تره تویی یاشکنجه ی وجدانم؟

نگااار خانوم چه کرده؟همه رو دیوونه کرده؟

من به دنیا اومدم وابسته باشم.

رو ,یک ,عکس ,قدر ,واجورن؟ ,گذاشتم ,این قدر ,قرار بود ,ها این ,قدر جور ,ظرف ها

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها